تو را آنگونه ميخواهم...


تورا آنگونه مي خواهم که آهو دشت زيبا را

مرا آنگونه مي خواهي که ساحل موج دريا را

تورا آنگونه مي خواهم که گلها دست باران را

مرا آنگونه مي خواهي که شبنم برگ گلها را

تو بي من باغ بي برگي و من بي تو گل زردم

شبي با موج زيبايت پريشان مي کني ما را

بيا دستان سردم را ميان دستان خود گم کن

که بي دستان پاک تو نه گل خواهم نه صحرا را.

1z3z8et.gif

/ 7 نظر / 14 بازدید
نسيم

سلام تو را آنگونه می خواهم که بيای وبلاگ من به روزم

همراز

سلام دوست عزيز بسيار زيبا بود به روزم موفق باشی

نفيسه (امواج دريا)

در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود //در هياهوي مترسك ها پر از احساس بود// ميشود حتي براي ديدن پروانه ها //شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود// دست در دست پرنده ، بال در بال نسيم //ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود// كاش مي شد حرفي از (كاش مي شد)هم نبود هرچه بود احساس بود...

رضا

سلام نيلو فر جان عاليه کاشکی خاک حريم حرمت می بودم/می خراميدی من در قدمت مي بودم/عمر بی روی تو عشق تو حيف است دلا /بيشترش کاش گرفتار غمت ميبودم

بيتا

ترا انگونه ميخواهم که تو ميخواستی باشی به منم سر بزن ؛:خوشحالم ميکنی

نيما هومن

سلام مهربون ممنون از حضور هميشه سبزت دلنوشته زيبا و دلنشينی بود هميشه سبز خواهمت به وبلاگ ديگر من کوچه باغ خاطره هم سری بزن منتظر نشسته ام http://lost-horizon.persianblog.ir

نيما هومن

سلام مهربون ممنون از حضور سبزت و نظر خوبت موافقم لينک کردی خبرم کن تا من هم لينک کنم