زمستان

زمستان است.

هوا تاریک و درد آسمان سنگین ،

مداوم برف می آید.

تمام کوچه ها مسدود ،

رفتن ، آمدن ، محدود،

در هر خانه ، آتش گشته عطر آگین

کسی بیرون نمی آید.

فرو رفته ست پا در برف ،

لب وا مانده از یک حرف ،

سرما سخت و بی طاقت

چه تدبیر این زمان ، باید!

زمین بی رحم و ظالم ، بر نمی دارد ز پای نا توانم دست .         

هوا مه پوش ، سوزِ زخمِ درد آلوده در آغوش :

تمام مِهرها مُرده،

زمستان است .                                                                        hosein zahrabi

86sncbt.jpg

/ 3 نظر / 17 بازدید
رضا

سلام مهربون بيشتر مردم با اولين نگاه با اولين چشم تو چشم هم افتادن فکر ميکنند عاشق شدن اوايل خيلی به هم علاقه دارند طوری که فکر ميکنند بدون هم نميتونند زندگی کنند بعد از يکی دو سال زندگی مشترک ديگه از هم سير ميشن ميدونی چرا؟ چون اونا هوس رو با عشق اشتباه گرفتند تازه اون موقعه که بهانه گيری شروع ميشه بعد دو حالت پيش مياد يا از هم جدا ميشن يا همديگه رو تحمل ميکنند بدون اينکه از هم لذت ببرند يادمون باشه جواب کين را با مهر ژاسخ بديم خودم هم نمی دونم چرا اينها رو واست می نويسم مشنو ای دوست که بعد از تو مرا یاری هست یا شب و روز به جز فکره توام کاری هست به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس که به هر حلقه ی مویت گرفتاری هست هر که گوید که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد که اری هست هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید تا ندیدست تورا بر منش انکاری هست صبر بر جور قریب چه کنم گر نکنم همه دانند که در صحبت گل خاری هست نه من خام طمع عشق تو می ورزم و بس که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست

رضا

دوباره سلام یه مدتی هست که کم می بینمت و سر سنگین شدی با هام. نمی دونم شایدم می خوای فراموشم کنی. داری یه کاری می کنی که هر روز حرفام رو اینجا واست بنویسم. ولی من......... حرف رفتنت که می شه دلم انگار می شه پرپر نمی خوام بیاد شبی که واسه ما شه شب آخر صد هزار حرف نگفته واسه تو تو سینه دارم شب و روز از تو نوشتن همیشه همینه کارم! جریان گرم عشقه لحظه لحظه با تو بودن! تو وجود من نشسته بی تو از غصه سرودن کاش می شد اینو بفهمی که چه قدر برام عزیزی وقت رفتنت یه دنیا غصه تو دلم می ریزی خوبه این مداد و کاغذ هم دم تنهایی هامه خوبه وقتی که تو نیستی دست کم اینا باهامه توی دنیای وجودت جز محبت نمی بینم این قده ماهی که با تو حتی ما ه و نمی بینم حس من حسه غریبی از غم و عشق و نیازه می دونم می یای یه روز ی با یه دنیا حرف تازه

هادی

سلام با اينکه هوا خيلی خيلی سرده و بقول يکی از دوستان وحشتناک سرده... ولی دلهای عاشق هميشه حرارت خودش رو حفظ ميکنه اميدوارم که دلت هميشه گرم گرم باشه قربانت: هادی