بازاین چه شورش است که در جان واژه هاست ..
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۳  

 

در اوج روضه ، خوب دلش را که غم گرفت


وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت


وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت


مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت


بازاین چه شورش است که در جان واژه هاست


شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست


بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت


دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت


یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گرفت


تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت... 

 


کلمات کلیدی:
 
 
 
 
بهترین کدهای جاوا و قالب رایگان