ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٦  

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است؟

گفتا : تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت ؟

گفتا نشان چه پرسی ، ان کوی بی نشان است

گفتم  مرا غم تو خوشتر ز شادمانی

گفتا که در ره ما ، غم نیز شادمان است

گفتم که سوخت جانم از اتش نهانی 

گفت انکه سوخت او را کی ناله یا فغان است

گفتم فراق تا کی ؟               گفتا که تا تو هستی !

گفتم نفس همین است        گفتا سخن همان است !

گفتم که حاجتی هست       گفتا بخواه از ما !

گفتم غمم بیفزا ،                گفتا که رایگان است

گفتم زفیض بپذیز  این نیم جان که دارد

گفتا نگاه دارش  ،

غمخانه ی تو جان است

 


کلمات کلیدی:
 
 
 
 
بهترین کدهای جاوا و قالب رایگان