یاد خدا و پیامبر
ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٥  

 

اگر چه گرایش به شوخ طبعی و انواع آن در ادب فارسی، تقریباً به اندازه تاریخ ادبیات فارسی قدمت دارد،اما تا قرن هشتم و ظهور عبید زاکانی، طنزپرداز حرفه‌ای به معنای امروزی و متعارف آن نداشته‌ایم و با قدری تسامح عبید زاکانی را می‌توان پدر طنز فارسی دانست .در نوشته‌های شوخ‌طبعانه عبید، خواننده با معجونی از طنز و هزل و هجو و فکاهه روبه‌رو است.عبید زاکانی در سروده‌ها و نوشته‌های طنزآمیز خود کوشیده است با برشمردن واقعیت‌های تلخ روزگار خود به زبانی شیرین،آیینه‌ای شفاف در برابر فساد اخلاقی، حماقت‌ها، بی‌تدبیری‌ها و مظالم رجال و مردم عصر خود که دوره استیلای مغول بر ایران بوده، قرار دهد.

میخوام گاهی, بعضی از  حکایتهای طنز عبید زاکانی رو بذارم :

یاد خدا و پیامبر

 شخصی از مولانا عضدالدین پرسید :

چطور است که در زمان خلفا مردم دعوی خدایی و پیغمبری بسیار می‌کردند و اکنون نمی‌کنند.

 گفت: مردم این روزگار را چندان ظلم و گرسنگی پیش آمده است

که نه از خدایشان به یاد می‌آید و نه از پیغمبر.


کلمات کلیدی:
 
 
 
 
بهترین کدهای جاوا و قالب رایگان