یاد...
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٥  

 


"زندگانی همه صورتکده ای از یاد است

یاد یاران قدیم

یاد خویشان صمیم

زندگانی یادست

دلم از یاد کسان هر شبه در فریاد است"

یادش بخیر اونروزا که می نشستمو
به چشمای زیبا و غمگینت نگاه میکردم
با تو میخندیدم
سر به سرت میذاشتمو باهام میخندیدی
و انگار دنیا رو بهم میدادن
چقدر دلم تنگــــــــــــــــــــــــــــــه برای اونروزا
دلم تنگه برای گرفتن دستای مهربونت ,
دلم تنگه برای بوسیدن انگشتای قشنگت
دلم تنگه برای اونوقتا که از شادی می بوسیدمت و تو فقط میخندیدی
دلم تنگه برای سکوتت, دلم تنگه برای درد دل کردنات
امروز من تنها ایستاده ام در برابر هجوم نا برابر یادت
امروز در سکوتم به دنبال صدای توام
لبهایم بسته ست اما........
من که لب بسته ام, پس صدای کیست در من
من که آرامم, پس این غوغا چیست در من
من که می خندم , پس این اشکها چیست
این اشکها چیست که  بی اراده  روی گونه
 می غلتد و جاری می شود
دستهایم زیر چانه ست
از خیسی آن بخود می آیم.
در برق نگاهت گم میشوم دوباره
دریایی ست که موج میزند
انتهای این دریای چشمت چیست؟؟
!!!
انتهای این امواج کجاست؟؟!!!!
شنا کنان پیش میروم در این دریا
باران می بارد
قطرات باران خود را به امواج می کوبند
و در امواج محو میشوند
دستهایت روی صورتم می آید و با نوازش مهربانت
بر می گردم
اگر به خود نیاریم غرق میشوم در این امواج
آنقدر می روم در این بی انتهای چشمانت
تا به تو برسم.


 

 


کلمات کلیدی:
 
 
 
 
بهترین کدهای جاوا و قالب رایگان