دیدن تو خوب مهـــربان..
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱۱  

http://erfanm2.persiangig.com/cup%20of%20tea%20copy.jpg


با اضطراب و دلهره اما دوان دوان
آمد دلم به دیدن تو خوب مهربان

در دست باد یک چمدان شعر و دلخوشی
از سمت تو قشنگ ترین خنده ی جهان

بعد از چقدر فاصله مثل گذشته ها
حالا رسیده است به هم باز دستمان

همسایه ها دوباره مرا با تو دیده اند
حالا که دیده اند کمی بیشتر بمان

وا می کنیم سفره ی دل را برای هم
با سبزی و صداقت و با چند تکه نان

یک استکان بریز از آن چای . . وای نه . .
امروز با همیم یکی نه . . دو استکان

از آن همیشه ها که نمی دیدمت بگو
از آن عبور تیره و تکراری زمان

دلگیر می رسد به نظر صبح چهرات
ای اشک چشم های تو دریای بیکران

تکیه بزن به سینه ی من  خوب گریه کن
بگذار تا سبک شود اندوه آسمان

دنیای آفتابی ما را گرفته اند
این ابر های آمده از سمت ناگهان

این ابرها که باعث دلتنگی تو اند
با باد می روند از این شهر بی گمان

چایی دوباره سرد شد و چشم های من
غرق اند در نگاه قشنگ تو همچنان . . .


**محمد ویسی**


کلمات کلیدی:
 
 
 
 
بهترین کدهای جاوا و قالب رایگان