سه تیـــغ مـرگ
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳٠  

در قبال هستی خود خاک بی جانیم ما

در خراب آباد دنیا رو به ویرانیم ما

از ریای رنگ بازان ترک ایمان گفته ایم

گر چه در راه حقیقت عین ایمانیم ما

گر سکوت لحظه ها خود باعث آسایش است

در سه تیغ مرگ جانا مهد حرمانیم ما

حاصل این زندگانی شادی حزن آور است

لحظه ای شادی ولی عمری پشیمانیم ما

گرچه دین حق پرستان باعث آزادی است

دم به دم زندانی منبر پرستانیم ما

ما در این آرامش خود درس طوفان داده ایم

گرچه در ظاهر چو خاکستر به ویرانیم ما

چون بگویم حرفی از آزادی اندیشه ها؟!

مهدیا در شام ظلمت خاک بی جانیم ما

هر چه داری از حرام و دزدی و عصیان گری ست

جان من دیگر نگو « آخر مسلمانیم » ما

مهدی آذری


کلمات کلیدی:
 
می شود...
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٥  

 

می شود رنگ نگاه یاس را

با نگاه آبیت پیوند داد

می شود در باغ هم پای نسیم

به شقایق یک سبد لبخند داد

می شود با بال سرخ عاطفه

تا فراسوی افق پرواز کرد

می شود با یاری حسی لطیف

عشق را با یک تپش آغاز کرد

می شود در مرز یک آشفتگی

جان فدای غنچه ای تنها نمود

می شود با دستی از جنس بهار

تک تک پروانه ها را تاب داد

می شود با جرعه ای از اشک شوق

باغ سرخ لاله ها را آب داد

می شود با یک نگاه ماندگار

از طلوع شهر رویا شعر گفت

می شود گلهای دل را آب داد

می شود تا آبی دریا شکفت

می شود در جاده های آرزو

مثل بید پاک و مجنون تاب خورد

می شود قویی غریب و تشنه بود

از لب دریاچه دل آب خورد

می شود از شهر پاک پنجره

سوی حسی ماندنی پرواز کرد

می شود هم بازی پروانه شد

برگ‌های لادنی را ناز کرد

می شود یک شاخه گل را هدیه داد

می شود با خنده ای پایان گرفت

می شود یک تکه ابر پاک بود

می شود آبی شد و پایان گرفت

پس بیا دنیای پاک قلب را

جایگاه رویش گلها کنیم

     با نگاهی روح را رنگی کنیم      

با تبسم خانه را زیبا کنیم

معنی این حرف‌ها یعنی بیا

از تمام کینه ها عاری شویم

زخم یک پروانه را درمان کنیم

در کویر سینه ای جاری شویم


کلمات کلیدی:
 
باید حرفی برای گفتن داشت
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٦  

کاغذ سفید را هر چه قدر هم که تمیز و زیبا باشد کسی قاب نمی گیرد ،  


برای ماندگاری در ذهن ها باید حرفی برای گفتن داشت. 


کلمات کلیدی:
 
 
 
 
بهترین کدهای جاوا و قالب رایگان